تبلیغات
تبلیغات در سایت
تبلیغات
تبلیغات
مطالب محبوب
مطالب تصادفی
آخرین مطالب
به کانال ریاضی کده در تلگرام بپیوندید
خبرنامه
خبرنامه

براي اطلاع از آپدیت شدن سایت در خبرنامه سایت عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

نظرسنجی
مطلب مورد علاقه خود را بنویسید ؟




کدهای اختصاصی
یه روز یه استاد دانشگاه....
مشخص میکنه که فلان روز امتحانه...بعد شب امتحان که میرسه 4 تا دانشجو بودن که اصن درس نخونده بودن و شب امتحان رفته بودن تفریح!
میگن فردا به استاد بگیم رفته بودیم عروسی توی راه برگشت ماشین پنچر شد و چندین ساعت معطل شدیم و نتونستیم درس بخونیم...فرداش میرن دانشگاه و به استاد همین دروغو میگن...بعدش استاد میگه اشکالی نداره...سه روز دیگه ازشما 4نفر، یه امتحان میگیرم...
دیگه خلاصه اینا میرن این سه روز رو مثه خر میخونن و با آمادگی کامل حاضر میشن....استاد میگه خب حالا شما 4نفر هرکدوم توی یه کلاس جداگانه بشینید تا بیام ازتون امتحان بگیرم...اینا هم چون کاملا آماده بودن،قبول میکنن
وقتی برگه ی امتحانی رو میدن،امتحان حاوی 3 سوال بوده...
1.نام و نام خانوادگی عروس و داماد(6 نمره)
2.کدوم لاستیک ماشین پنچر شده بود؟(7 نمره)
3.شام عروسی چی بود؟(7 نمره)
خدایا همچین اساتید نابغه و باهوشی رو از ما نگیر !!!!
 

80
تاریخ : یکشنبه 23 فروردين 1394
نویسنده : حامد قاسمی
شعر طنز روباه و زاغ

 

روبهی با موبایل وقت چاشت


499
تاریخ : پنجشنبه 29 آبان 1393
نویسنده : حامد قاسمی
ادامه مطلب

طنز ریاضی: برای طرفداران عدد پی!


424
تاریخ : یکشنبه 26 مرداد 1393
نویسنده : حامد قاسمی
راننده کامیون و سه جوان (طنز)

راننده کامیونی وارد رستوران شد. دقایقی پس از این که او شروع به غذا خوردن کرد، سه جوان موتور سیکلت سوار هم به رستوران آمدند و یک راست به سراغ میز راننده کامیون رفتند.

 

بعد از چند دقیقه پچ پچ کردن، اولی سیگارش را در استکان چای راننده خاموش کرد. راننده به او چیزی نگفت. دومی شیشه نوشابه را روی سر راننده خالی کرد و باز هم راننده سکوت کرد. وقتی راننده بلند شد تا صورتحساب رستوران را پرداخت کند، نفر سوم به پشت او پا زد و راننده محکم به زمین خورد، ولی باز هم ساکت ماند.

 

دقایقی بعد از خروج راننده از رستوران یکی از جوان ها به صاحب رستوران گفت: چه آدم بی خاصیتی بود، نه غذا خوردن بلد بود، نه حرف زدن و نه دعوا !رستورانچی جواب داد: از همه بد تر رانندگی بلد نبود، چون وقتی داشت می رفت دنده عقب، 3 تا موتور نازنین را له کرد و رفت!!!

 


273
تاریخ : شنبه 11 مرداد 1393
نویسنده : حامد قاسمی
طنز ریاضی

یه روز رئیس یه دیوونه خونه 3 تا از بهترین

مریض هاشو میاره واسه تست تا ترخیصشون کنه.

به اولی میگه دو دو تا؟ میگه 57 تا!! به دومی میگه دو دو تا؟

میگه سه شنبه!! خلاصه جفتشون و رد میکنه و نوبت نفر سوم می شه

ازش می پرسه دو دو تا میگه چهارتا !! میگن آفرین

چه جوری بهش رسیدی؟ میگه بابا این که کاری نداشت

57 رو از سه شنبه کم کردم.

 




213
تاریخ : پنجشنبه 26 تير 1393
نویسنده : حامد قاسمی
آمار سایت
  • کل مطالب : 1474
  • کل نظرات : 255
  • افراد آنلاین : 5
  • تعداد اعضا : 397
  • بازدید امروز : 1,450
  • باردید دیروز : 1,691
  • گوگل امروز : 17
  • گوگل دیروز : 95
  • بازدید هفته : 1,450
  • بازدید ماه : 22,935
  • بازدید سال : 902,860
  • بازدید کلی : 3,022,682
  • اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • عضویت سریع
  • نام کاربری :
    رمز عبور :
    تکرار رمز :
    ایمیل :
    نام اصلی :
    کد امنیتی : * کد امنیتیبارگزاری مجدد
    کانال تلگرام ما : https://telegram.me/ghmrir